شاید زندگی در مهاجرت، مشکلاتی را به همراه داشته باشد اما مهاجرینی هستند که با وجود سختی‌های مهاجرت بر مشکلات فائق می‌آیند و به موفقیـت‌هایی در عرصه‌های فرهنگی و ادبی دست می‌یابند.

«علی‌مدد رضوانی» استاد ماهر سنگ‌کار مهاجر افغانستانی از جمله این افراد است که با وجود انجام کارهای ساختمانی و سر و کار داشتن با سنگ و بنّایی، شعر هم می‌سراید و برگزیده جشنواره‌های مختلفی از جمله جشنواره شعر «قند پارسی» بوده است.

 

طبع سرودن شعر در کنار انجام کارهای ساختمانی

وی متولد سال 1357 شمسی در ولایت غزنی است که پس از مهاجرت از افغانستان به ایران می‌آید و برای امرار معاش به کارهای ساختمانی مشغول و در کنار آن طبع شعر هم دارد.

رضوانی می‌گوید که انواع کار ساختمانی را تجربه کرده است از  از دوغاب ریختن تا سنگ‌‌کاری و در کنار آن شعر هم می‌گویم.

«لیلا» سروده‌ای با استقبال شاعران ایران و افغانستان

اشعار این شاعر افغانستانی در رابطه با سختی‌های زندگی در مهاجرت است که نگاهی به مشکلات مهاجرین دارد، «لیلا» سروده رضوانی است که در محافل مختلف با استقبال شاعران ایران و افغانستان روبه‌رو و به جامعه شعرای مهاجر افغانستان معرفی شد.

رضوانی در رابطه با سروده لیلا می‌گوید: لیلا، نماد غربت این حال و روز ماست درد معاصر است که حرفی نمی‌زند لیلا برای رنج کشیدن، تمام عمر انگار حاضر است که حرفی نمی‌زند و گم گشته در هیاهوی رنگ است.

اشتراکات ایران و افغانستان در زمینه‌های مختلف

این شاعر افغانستانی معتقد است که هیچ 2 ملتی در دنیا مثل ایران و افغانستان دارای مشترکات در زمینه‌های مختلف فرهنگی، دینی نیستند.

رضوانی می‌گوید که در دنیای کنونی مد شده است که ملت‌ها با هم وجه اشتراک پیدا کنند این در حالی است که که ملت ایران و افغانستان از گذشته‌های دور دارای این اشتراکات بوده اند.  

شادی‌ها و غم‌های مشترک 2 ملت ایران و افغانستان

رضوانی گفت: 2 ملت ایران و افغانستان شادی‌ها و غم‌های مشترک داشته اند و این شادی‌ها و غم‌ها در بازی‌های فوتبال هم دیده می‌شود.

وی با بیان اینکه وقتی گل «خداداد عزیزی» بازیکن سابق تیم ملی ایران در مسابقه با آمریکا به تیر دروازه خود بسیار ناراحت شدم، عنوان کرد در مقابل از پیروزی تیم ملی فوتبال ایران در مقابل قطر به وجود آمدم.

وقتی نام افغانستان را می‌شنوم  گریه می‌کنم

شاعر افغانستانی می‌گوید که وقتی نام افغانستان را می‌شنوم بی‌اختیار گریه می‌کنم چرا که گرفتاری‌ها، جنگ، مصیبت و ویرانی‌های این ملت قلبم را به درد می‌آورد.

شاعر افغانستانی از ارادت مردم افغانستان به امام خمینی (ره) گفت و اظهار داشت: پدرم در افغانستان نجار ماهری بود که بسیاری از نجارهای افغانستان با واسطه و یا بی‌واسطه شاگرد وی بوده‌اند.

ارادت و علاقه مردم افغانستان به امام خمینی (ره)

وی افزود: وقتی پدرم برای مردم افغانستان قاب عکسی از امام  خمینی (ره) می‌ساخت به قدری به ایشان ارادت داشت که هیچ‌هزینه‌ای بابت آن دریافت نمی‌کرد.

رضوانی خاطرنشان کرد: وقتی مادر خانم من از اروپا به ایران سفر می‌کند در مسیر بازگشت از فرودگاه برای زیارت به مرقد امام خمینی (ره) می‌رود.

برگزاری جشن‌های دهه انقلاب ایران در افغانستان

شاعر افغانستانی از مراسم‌های جشن برای سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران در دهه 60 شمسی گفت و افزود: در روستای که زندگی می‌کردم برنامه و مراسم جشنی برگزار شده بود که در آن مسابقه برنده شدم و سال‌ها بعد آن عکس را در ایران دیدم از این بابت خوشحال هستم.

در پایان شعری از لیلا که نماد غربت و زندگی در مهاجرت اثر این شاعر افغانستانی است را مشاهده می‌کنید.

لیلا، مهاجر است که حرفی نمی‌زند

آزرده‌خاطر است که حرفی نمی‌زند

لیلا، نماد غربت این حال و روز ماست

درد معاصر است که حرفی نمی‌زند

لیلا برای رنج کشیدن، تمام عمر

انگار حاضر است که حرفی نمی‌زند

گم گشته در هیاهوی رنگ و ریای شهر

انگار کافر است که حرفی نمی‌زند

لیلا دلش گرفته از این کوچه‌های تلخ

فردا مسافر است که حرفی نمی‌زند

این شعر را برای دل او سروده‌ام

این بیت آخر است که حرفی نمی‌زند.

منبع: فارس